خاطرات کوتاه شهید حسین لشکری
تومان120,000
کتاب مینیمال شهید حسین لشکری
این کتاب سرگذشت خلبان ایرانی، حسین لشکری، اولین خلبان اسیر شده در جنگ تحمیلی است که ۱۸ سال در اسارت رژیم بعث بود. او ۱۶ سال حتی یک نامه هم نتوانست به خانواده اش بفرستد و نامش در فهرست صلیب سرخ نبود.
| ناشر |
انتشارات مطاف عشق |
|---|---|
| گردآورنده |
محسن علیجان زاده |
| تعداد صفحات |
37 |
معرفی کتاب:
این کتاب سرگذشت خلبان ایرانی، حسین لشکری، اولین خلبان اسیر شده در جنگ تحمیلی است که ۱۸ سال در اسارت رژیم بعث بود. او ۱۶ سال حتی یک نامه هم نتوانست به خانواده اش بفرستد و نامش در فهرست صلیب سرخ نبود. کتاب روایت میکند چگونه او در برابر شکنجهها، تطمیعها برای همکاری رسانهای، پیشنهاد پناهندگی، و حتی وسوسهٔ ازدواج مجدد در عراق، محکم ایستاد و ذرهای به حیثیت و امنیت کشورش خیانت نکرد. این کتاب تصویری از غیرت ایرانی و ایمانی است که هیچ زندان و شکنجهای نمیتواند آن را خرد کند.
متن یک خاطره از کتاب :
«بیست متر تا مرز فاصله داشت. سرلشکر حسن رییس کمیته مفقودین جنگی عراق آمد و همراهی اش کرد. از حسین خواست موقع خروج از خاک عراق برای مقامات سیاسی و نظامی عراق که آنجا ایستاده اند دست تکان بدهد. حسین سر و سینه اش را بالا داد و سعی کرد با ابهت و اقتداری که در شأن یک نظامی ایرانی است پا به خاک کشورش بگذارد. کاردار ایران در عراق آمد او را در آغوش کشید و بوسید. سرتیپ نجفی مسئول کمیته اسرا و مفقودین ایرانی هم آمد او را بوسید. چند مسئول نظامی و سیاسی دیگر هم آمدند. حسین را جانانه می بوسیدند و از دست هم می ربودند. سرلشکر حسن سعی کرد دست حسین را کشیده و در خاک عراق نگه دارد تا مقابل دوربین ها برای مسئولان عراقی دست تکان بدهد. حسین دیگر وارد ایران شد و انبوه جمعیت به طرفش هجوم آوردند. سرلشکر ناامیدانه برگشت و به سمت ماشین ها رفت. فرمانده گارد تشریفات نظامی با رسیدن حسین فرمان خبردار داد. منتظر ایستادند تا حسین دستور آزاد باش بدهد. سرتیپ نجفی حلقه گلی روی گردن حسین انداخت. مردم ریختند و او را در آغوش گرفته و بالای سر بردند و شعار دادند: لشکری قهرمان خوش آمدی به ایران.»

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.