سبد خرید 0

سبد خرید شما خالی است.

تاریخ و معرفی 4 کتاب مفید

تاریخ

بد نیست گاه و بی‌گاه سری به کوچه پس کوچه‌های تاریک تاریخ زد و بهترین راه مطالعه کتاب است. در این مقاله 4 کتاب خوب رو به شما عزیزان تقدیم می‌کنیم.

 

1- برگی از تاریخ با کتاب قصه کربلا

 

تاریخ

ناشر: انتشارات شهید کاظمی

نویسنده: مهدی قزلی

سال نشر: 1399

تعداد صفحات: 192

«قصه کربلا» کاری متفاوت در حوزه داستان نویسی معاصر درباره واقعه عاشورا است که با گزینش وقایع تاثیرگذار از رویداد بزرگ تاریخ شیعه به روایت گوشه هایی از آن واقعه پرداخته است. قبل از پرداختن به ویژگی های این اثر عاشورایی یادآوری این نکته خالی از لطف نیست.

نویسنده در مقدمه کوتاهی که در ابتدای این اثر آمده است، یادآوری می کند: گاهی می شود اتفاقی آرام آرام در زندگی آدمی رخ می‌دهد. اتفاقی که اگر آرام آرام رخ نمی داد، هیچ کس باورش نمی کرد. اتفاقی که همه نگاهش می کنند، دوست ندارند واقعیت داشته باشد ولی دارد. چه بسا خود آدم هم دستی در آن داشته باشد. آن چه در عاشورای سال شصت و یک در کربلا اتفاق افتاد هم از این دست است؛ ماجرایی که ریشه اش در جاهلیت اعراب حجاز بود و بعثت پیامبر آخرین از بین آنها و عدم توان مردم در انکار پیامبر اسلام و خلافت و کشورگشایی ها و اخلاص علی و شجاعت علی و عدل علی و خلافت علی و نامردمی نامردان و مردی مردان و خواست خدا و تمکین حسین ولی خدا.

این اتفاق باعث شد آخرین پسر دختر یک پیامبر از شرق تا غرب عالم جسمش بر پهنه خاک بیفتد و بشود آنچه نباید.

انگار همه دنیا خواب نما شده بودند. خون نواده رسول خدا که زمین ریخت کم کم خواب از سر آدم و عالم پرید. هرکه از خواب بیدار می شد یا دیوانه می شد یا فدایی یا فراری.

ماجرای کربلا بیشتر به یک قصه شبیه است. قصه ای که واقعی ست اما باور کردنی نیست و ای کاش این فقط این یک قصه بود.

این مجموعه سعی خواهد داشت روایتی ساده، صریح و کامل از این ماجرا داشته باشد.

گزیده ای از کتاب:

حسین همیشه پیش روی بقیه بود نه پشت سرشان، همیشه پناهگاه دیگران بود نه درپناهشان؛ همانطور که شایسته
امام است.
در کربلا هر کدام از یارانش که می‌افتادند و صدایشان
درمی‌آمد، حسین را صدا می‌زدند و دوست داشتند سرشان را بگذارند
روی پای کسی که همیشه در همه چیز ازشان جلو بوده.
خودش اما چه کسی را باید صدا می‌زد وقتی روی زمین افتاده بود:
خدایا راضی‌ام به رضایت و تسلیمم به قضایت، معبودی جز
تو نیست…

برای مشاهده اطلاعات بیشتر و خرید این کتاب اینجا کلیک کنید.

 

2- گذری به تاریخ با کتاب نگاهی به تاریخ معاصر

 

تاریخ

نظام سیاسی و حکومت دینی 7

ناشر: لیله القدر | ذکرا

نویسنده: علی صفائی حائری

تحقیق و تنظیم کتاب: موسسه فرهنگی تحقیقاتی لیله القدر

سال نشر: 1399

تعداد صفحات: 102

نوشته پیش رو، مجموعه ای از دست نوشته های استاد علی صفایی حائری است که قبل از پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1354 به رشته تحریر درآمده است. این دست نوشته که درباره تاریخ معاصر است، حکایت از دغدغه های استاد در آن سال ها می کند که نه به شکلی اساسی بیانگر تاریخ معاصر ایران است و نه نقد و بررسی کاملی از وضعیت تاریخ معاصر کشورمان، لذا نمی توان از آن توقع ارائه مطالب تاریخی یا ناگفته های تاریخ را داشت.

برای مشاهده کتاب های بیشتر با موضوع تاریخ کلیک کنید.

هیچ حکومت مستقلی نمی‌تواند با پای بیگانه به مقصد برسد خواه کمونیستی باشد یا ضد کمونیستی، اسلامی باشد یا ضد اسلامی …
آمریکا منافع خودش را نمی‌گذارد و منافع ما را بر منافع خویش مقدم نمی‌دارد…
ما باید بکوشیم کشوری مستقل از هر جهت باشیم تا بتوانیم در برابر قدرت‌ها موضع‌گیری کنیم…
این‌ها نوشته استاد در سال 1354 است که با مروری بر تاریخ ایران از صفویه تا پهلوی نوشته شده و حرف‌هایی دارد که هشیاری در آن موج می‌زند وی نشان می‌دهد که چرا مبارزه بزرگانی چون سید جمال و میرزا کوچک خان و حتی امیرکبیر به نتیجه مطلوب نرسید و همین باعث شد در نامه‌های بلوغ بنویسد:
پسرم! باید افتخار کنی که رهبرت (امام خمینی ره) بر شرق و غرب تکیه ندارد بلکه بر ایمان و مردم و …

برای مشاهده اطلاعات بیشتر و خرید این کتاب اینجا کلیک کنید.

 

3- مروری بر تاریخ با کتاب کتیبه ژنرال جلد اول: قصر الدشت

 

تاریخ

ناشر: شهید کاظمی

نویسنده: اکبر صحرایی

سال نشر: 1398

تعداد صفحات: 612

“رمان «کتیبه ژنرال» به نحوی جنگ و صلح نویسنده است. شاید از این منظر که رمان به نحوی تاریخ و رویداد های متعدد انقلاب اسلامی است، درست مثل جنگ و صلح تولستوی.

صحرایی به مدت پنج سال دست به تحقیق میدانی، مصاحبه با شخصیت های گوناگون و دست به سفر و مسافرت و بالاخره نوشتن زد تا رمان هزار صفحه کتیبه ژنرال در دو جلد با عنوان قصرالدشت و قمحانه به چاپ برسد.
رمانی که حوادث بیش از ۶ دهه قبل از انقلاب اسلامی و پس از آن را شامل می شود، جنگ ها و حوادث تاریخی متعدد، ترور، کودتا، حادثه طبس، درگیری های سیاسی در ایران، عراق و سوریه و… بخش هایی از رمان کتیبه ژنرال هزار صفحه ای را پوشش می دهد.”

سردار شهید حاج عبدالله اسکندری هر چند رزمنده‌ای نام‌آور در جنگ تحمیلی بود، اما نام او وقتی سر زبان‌ها افتاد که به جمع مدافعان حرم پیوست و پیکر مطهرش پس از شهادت به دست گروه تروریستی داعش افتاد! ابوجعفر نامی که از فرماندهان این گروه تروریستی بود سر از تن بی‌جان سردار جدا کرد و تصاویر آن را در فضای مجازی منتشر ساخت. البته طولی نکشید که وعده خدا محقق شد و با کشته شدن ابوجعفر به دست ارتش سوریه، این بار تصویر لاشه او بود که در معرض دید جهانیان قرار گرفت و دل همه دوستداران شهید را شاد کرد.

عبدالله اسکندری در محله فقیرنشین قصر‌الدشت شیراز متولد شد که همین مسئله سبب شده تا خاطرات خاص و شیرینی در این مرحله از زندگی او رقم بخورد و در دوران جوانی در هشت سال دفاع مقدس عاشقانه جنگید و سپس به سوریه رفت. شهید عبدالله اسکندری مدیرکل بنیاد شهید استان فارس را در سال‌های گذشته بر عهده داشت و با اصرار خودش در سال 1393 عازم سوریه شد. طی مأموریتی که با دشمن داعشی درگیر شد، از سوی تک‌تیرانداز به شهادت رسید. او نخستین شهید مدافع حرم به دست داعش است که سر وی را جدا کرده بودند و متأسفانه پیکر این شهید بزرگوار هنوز به وطن بازنگشته است.

 

4- گوشه‌ای از تاریخ با کتاب پانصد صندلی خالی: روزنوشت های زنی در محاصره سه ساله الفوعه

 

تاریخ
نویسنده: لیلی علام‌الدین اسود
مترجم: رقیه کریمی
انتشارات: شهید کاظمی
تعداد صفحات: 88

سال نشر: 1398

آنچه در یادداشت های محاصره می بینیم فقط روایت سه سال محاصره کامل و بیم و امید و گرسنگی و سایه مرگ بالای سر ملتی در محاصره کیلومتر ها دور تر از ایران نیست. یادداشت های محاصره یک قسمت از تاریخ است. قسمتی دردناک و سخت از تاریخ پر فراز و نشیب شیعه

برای مشاهده کتاب های بیشتر با موضوع تاریخ کلیک کنید.

یادداشت های محاصره به قلم زنی از الفوعه نگاشته شده است. خانم لیلی علام الدین اسود معلم روستای الفوعه که با دو دختر و همسرش در روز های سخت محاصره در الفوعه زندگی می کند. آنچه جهان خارج از الفوعه و کفریا از این محاصره سنگین سه ساله می دانند چیزی جز کلیات نیست و تقریبا می توان گفت تنها نوشته هایی که از جزئیات محاصره سه ساله این دو منطقه شیعه نشین وجود دارد همین روزنوشت هاست. یادداشت هایی که جزئیات و لحظه به لحظه بیم و امید این مردم را مجسم می کند.

گزیده از کتاب پانصد صندلی خالی:

همه از خانه ها وحشت زده بیرون زدیم. همه از همسایه ها سوال می پرسیدیم “چه خبر شده؟ از ادلب چه خبر؟” بعد فهمیدیم ارتش تا مرکز استان ادلب عقب نشینی کرده. نیروهای امنیتی هم تا شهر “مسطومه” عقب کشیدهاند و چند روز بعد تا “اریحا “. عقب میرفتند و عقبتر و نا امیدی به جان ما چنگ میانداخت. باز هم عقبتر. دست آخر تا “جورین” هم ارتش عقب نشینی کرد. حالا ما مانده بودیم و ما. بین وحشت و ناباوری. گوشه خانه هایمان کز کرده بودیم. تنها … در روستایی که حالا به محاصره افتاده بود. بدون برق .. بدون تلفن .. حالا یک تماس تلفنی سخت تر از این حرف ها شده بود.

برای مشاهده کتاب های بیشتر با موضوع تاریخ کلیک کنید.

برای مشاهده کتاب های بیشتر با موضوع سیاسی اجتماعی کلیک کنید.

برای مشاهده کتاب های بیشتر با موضوع معارف و اخلاق کلیک کنید.

برای مشاهده کتاب های بیشتر با موضوع تحکیم خانواده کلیک کنید.

برای مشاهده کتاب های بیشتر با موضوع تربیتی کلیک کنید.

برگشت به بالا
خرید اینترنتی کتاب و محصولات فرهنگی با تخفیف و ارسال سریع