کتاب پانصد صندلی خالی: روزنوشت های زنی در محاصره سه ساله الفوعه500 empty seats

کتاب پانصد صندلی خالی

کتاب پانصد صندلی خالی: روزنوشت های زنی در محاصره سه ساله الفوعه500 empty seats

20,000 تومان 15,000 تومان

موجود در انبار


نقد و بررسی

کتاب پانصد صندلی خالی: روزنوشت های زنی در محاصره سه ساله الفوعه

کتاب پانصد صندلی خالی

آنچه در یادداشت های محاصره می بینیم فقط روایت سه سال محاصره کامل و بیم و امید و گرسنگی و سایه مرگ بالای سر ملتی در محاصره کیلومتر ها دور تر از ایران نیست. یادداشت های محاصره یک قسمت از تاریخ است. قسمتی دردناک و سخت از تاریخ پر فراز و نشیب شیعه

 

برای مشاهده کتاب های بیشتر با موضوع تاریخ کلیک کنید.

یادداشت های محاصره به قلم زنی از الفوعه نگاشته شده است. خانم لیلی علام الدین اسود معلم روستای الفوعه که با دو دختر و همسرش در روز های سخت محاصره در الفوعه زندگی می کند. آنچه جهان خارج از الفوعه و کفریا از این محاصره سنگین سه ساله می دانند چیزی جز کلیات نیست و تقریبا می توان گفت تنها نوشته هایی که از جزئیات محاصره سه ساله این دو منطقه شیعه نشین وجود دارد همین روزنوشت هاست. یادداشت هایی که جزئیات و لحظه به لحظه بیم و امید این مردم را مجسم می کند. شاید بتوان گفت یادداشت های محاصره نوع کم سابقه ای از نوشته های مقاومت است؛ و شاید نسخه های شبیه آن را نتوان به وفور پیدا کرد چرا که لازمه خلق آثاری از این دست زیست در وسط محاصره و از طرفی توانایی نگارش است و از آنجا که این شرایط معمولا شرایط عادی نیست آثاری از این دست نیز آثار معدودی هستند و شاید بتوان گفت یادداشت های محاصره یکی از بهترین نمونه های این روز نوشت هاست.

 

گزیده از کتاب پانصد صندلی خالی:

همه از خانه ها وحشت زده بیرون زدیم. همه از همسایه ها سوال می پرسیدیم “چه خبر شده؟ از ادلب چه خبر؟” بعد فهمیدیم ارتش تا مرکز استان ادلب عقب نشینی کرده. نیروهای امنیتی هم تا شهر “مسطومه” عقب کشیدهاند و چند روز بعد تا “اریحا “. عقب میرفتند و عقبتر و نا امیدی به جان ما چنگ میانداخت. باز هم عقبتر. دست آخر تا “جورین” هم ارتش عقب نشینی کرد. حالا ما مانده بودیم و ما. بین وحشت و ناباوری. گوشه خانه هایمان کز کرده بودیم. تنها … در روستایی که حالا به محاصره افتاده بود. بدون برق .. بدون تلفن .. حالا یک تماس تلفنی سخت تر از این حرف ها شده بود. ما در خانه هایمان زندانی شدیم. در روستای خودمان. روزهای اول باورمان نمی شد. خیلی امیدوار بودیم. بعد کمکم رنگ از روی امیدمان. مدام میگفتیم “فردا ارتش بر میگرده” برنگشت. فقط دور تر و دور تر می شد. مدام عقبتر میرفت. اولین روزی که هواپیما آمد و نان ریخت برای ما همه باور کردیم که واقعا به محاصره افتاده ایم. محاصرهای که هیچ کس جز خدا نمیداند … دقیقا کی به آخر میرسد.

وزن

190 g

ناشر

انتشارات شهید کاظمی

قطع

رقعی

شابک

978-622-6609-87-6

نویسنده

لیلی علام الدین اسود

مترجم

رقیه کریمی

نوع جلد

شومیز یا نرم

سال نشر

1398

شمارگان

1000

تعداد صفحات

88

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “کتاب پانصد صندلی خالی: روزنوشت های زنی در محاصره سه ساله الفوعه”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

محصولات مرتبط