خاطرات کوتاه جاویدالاثر حاج احمد متوسلیان
تومان120,000
کتاب مینیمال جاوید الاثر حاج احمد متوسلیان
این کتاب روایت زندگی احمد متوسلیان، فرمانده شجاع سپاه مریوان و از طراحان بزرگ عملیاتهای فتح المبین و بیتالمقدس است. مردی که از دوران مبارزه با ساواک تا کردستان و سپس جبهههای جنوب، همواره سختکوشی و ایثار را به نمایش گذاشت.
| ناشر |
انتشارات مطاف عشق |
|---|---|
| گردآورنده |
محسن علیجان زاده |
| تعداد صفحات |
37 |
معرفی کتاب:
این کتاب روایت زندگی احمد متوسلیان، فرمانده شجاع سپاه مریوان و از طراحان بزرگ عملیاتهای فتح المبین و بیتالمقدس است. مردی که از دوران مبارزه با ساواک تا کردستان و سپس جبهههای جنوب، همواره سختکوشی و ایثار را به نمایش گذاشت. کتاب نشان میدهد چگونه مهندسی برق با ذهنیت فنی، در جنگ طراحی عملیات میکرد، چگونه با منافقین و بنیصدر مقابله نمود و چگونه نهایتاً در سوریه و لبنان ربوده شد و تا امروز جاویدالاثر ماند. روایتهایی از تواضع، رفتار انسانی با اسیر، و عشق به نبرد با اسرائیل، چهرهٔ یک اسطورهٔ بیادعا را ترسیم میکند.
متن یک خاطره از کتاب :
«میدان صبحگاه دوکوهه، چشمش افتاد به نیروهایی که بی حال و کم حوصله ایستاده بودند. گفت این طور که نمی شود. اینجا منطقه نظامی است. یک سرباز باید با حوصله و سر حال و شاداب باشد. باید فکری اساسی کرد. فعلا چند دور دور میدان بدوید تا ببینم باید چه کار کرد! آنهایی که حاج احمد را می شناختند می دانستند که روزی خاطره انگیز و عبرت آموز را برایشان رقم خواهد زد! نیروها چند دور دویدند و حسابی از نفس افتادند. قسمتی از محوطه صبحگاه پر از آب و گل بود. احمد آمد آن جا. یک دفعه حسین قجه ای را بلند کرد و انداخت توی آب و گل. برق از سر همه پرید. بعد رفت سراغ دستواره، این بلا را سر او هم آورد. وقتی با فرمانده ها این کار می کند خدا به بقیه رحم کند. رفت سراغ همت، دوست قدیمی و جانشین خودش. کسی فکرش را نمی کرد؛ اما حاج همت را هم بلند کرد و انداخت توی گل ها. بعد خودش دراز کشید وسط آب و گل و شروع کرد به سینه خیز رفتن. نیاز به دستور نبود. همه به سرعت پریدیم وسط گل و لای محوطه صبحگاه و یک نفس سینه خیز رفتیم. از آن روز به بعد مراسم صبحگاه، مراسم صبحگاه شد!»

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.