خاطرات کوتاه شهید محمد ابراهیم همت

تومان120,000

کتاب مینی‌مال شهید محمد ابراهیم همت

این کتاب زندگی سردار شهید محمدابراهیم همت را از تولد در شهرضا تا شهادت در جزیره مجنون روایت می‌کند.

ناشر

انتشارات مطاف عشق

گردآورنده

محسن علیجان زاده

تعداد صفحات

37

توضیحات

معرفی کتاب:
این کتاب زندگی سردار شهید محمدابراهیم همت را از تولد در شهرضا تا شهادت در جزیره مجنون روایت می‌کند. مردی که از معلم روستاهای محروم تا فرمانده لشکری خط‌شکن پیش رفت؛ کسی که پابرهنه در کردستان فیلم نشان می‌داد، در سربازی سرلشکر ناجی را زمین‌گیر کرد، در حج شعار «الموت لامریکا» پشت شرطه‌های سعودی می‌چسباند، و در جبهه برای سیراب کردن نیروهای تشنه‌اش از میان آتش دشمن گذشت. کتاب تصویری از فرمانده‌ای است که هم جارو می‌زد، هم عملیات طراحی می‌کرد، و هم از نوجوان شانزده ساله‌ای که در گورِ کنده شده گریه می‌کرد، درس می‌گرفت.

متن یک خاطره از کتاب (دقیق و بدون تغییر):
از بخشی که حاج همت در شب عملیات مسلم بن عقیل به آسمان خیره می‌شود:

«شب عملیات مسلم بن عقیل یکهو زل زد به آسمان و سکوت کرد. بعد به آرامی اشک ریخت. اول گفتند شاید دارد با خدا راز و نیاز می کند. بعد گفتند شاید مشکلی پیش آمده وسط این هیاهو و اضطراب این طور آرام ایستاده و به آسمان نگاه می کند. آخرش رفتند سراغش و ماجرا را پرسیدند. گفت: به ابرها نگاه کنید! نگاه کنید انگار ابر و ماه دارند خودشان را با بچه ها هماهنگ می کنند! هر وقت بچه ها در مقابل دید دشمن قرار می گیرند ابرها می آیند جلوی نور ماه را می گیرند. هر وقت رد می شوند و به نور نیاز پیدا می کنند ابرها کنار رفته و جلوی پایشان روشن می شود… راست می گفت. بقیه فرمانده ها هم دقت کردند. صدای گریه و مناجات فرمانده ها از پشت بی سیم شنیدنی بود.»

نظرات (0)

نقد و بررسی‌ها

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “خاطرات کوتاه شهید محمد ابراهیم همت”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *