معرفی کتاب:
این کتاب روایتی تصویری و لحظهبهلحظه از زندگی شهید سید محمدباقر صدر است، از کودکیاش در کاظمین تا شهادت در زندانهای بعث. نویسنده با گردآوری ۳۰ خاطره کوتاه، ابعاد مختلف شخصیت این نابغهٔ کمنظیر جهان اسلام را به تصویر کشیده: نبوغ علمی، زهد و سادهزیستی، عشق به اهلبیت (ع)، مبارزه با ظلم، و نقشآفرینی در تأسیس حزب الدعوه. این خاطرات نهتنها برای طلاب و روحانیون، بلکه برای هر خوانندهٔ تشنهٔ الگوهای اصیل انسانی مفید است.
متن یک خاطره از کتاب :
«جایی دعوت شده بود. خیلی از علما آمده بودند. دید سفرهای رنگین پهن کردهاند. خودش را به اندکی نان و سبزی مشغول کرد و کمی بعد از میزبان تشکر کرد و رفت. رفت خانه پیش سیده فاطمه گفت: «غذا را بیاور تا با هم بخوریم.» زن تعجب کرد و پرسید: «مگر آنجا ناهار نمیدادند؟» سید گفت: «چرا، ولی زیادی رنگین بود. دلم نیامد غذای خوب بخورم و تو اینجا سر سفرهای ساده بنشینی. غذای ساده خودمان را میخوریم در عوض دور هم هستیم صفایش بیشتر است.»

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.